نامردمی ها


از این همه نامردمی ها، قلبم داره میمیره کم کم
من از تو میپرسم خدایا، اینجا زمینه یا جهنم
وقتی برای گریه کردن، باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن، باید اسیر آدما شد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان
چقد بد میشه وقتی که، زمین برعکس میچرخه
یا هر آغاز شیرینی، همیشه آخرش تلخه
زمین درگیر ابراز یه جور آفتاب و مهتابه
زمان سرگیجه میگیره، خدا تو آسمون خوابه
تو دنیایی که هر روزش مث دیروز میمونه
مصیبت میشه وقتی که زمین وارونه
ولی ای کاش وقتی که زمین میچرخه وارونه
من بفرسته چن سالی عقب تر برنگردونه
شاید تو این ظلمت خدایا، تو ساحل و از یاد بردی
گم شد تو دریا کشتی عشق، سکان ـو دست کی سپردی
اینجا سر هر چهار و پنجش، این خلق درگیر نبردن
حق با ملائک بود وقتی، با ناامیدی سجده کرد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان

/ 0 نظر / 20 بازدید