کفش گاندی

روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش در آمد و روی خط آهن

 افتاد.او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد.در همان لحظه

گاندی با خونسردی لنگه دیگر گفشش را از پای در آورد و آن را در مقابل دیدگان

 حیرت زده ی اطرافیان طوری به عقب پرتاپ کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی

افتاد. یکی از همسفرانش علت این کار را پرسید.گاندی خندید و در جواب گفت:

مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند٬ حالا می تواند لنگه ی دیگر آن را نیز

برداشته و از آن استفاده نماید.

/ 1 نظر / 5 بازدید
کوین

همیشه در پس نوشته ها افکاری پرسه می زنندکه بودن انسان را فریاد می زنند اما خود بودن همیشه آن چیزی نیست که انسان در پی آن است . ولی خود بودن حقیقتی است که هیچگاه نمی توان از آن فرار کرد وبلاگت خوبه ....