سفره خالى

http://img.villagephotos.com/p/2005-10/1092453/poor1.jpg

 یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد:کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوى نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بى روسرى بیرون دوید
گفت آقا سفره خالى میخرید؟

                                        دکتر شریعتی

/ 2 نظر / 8 بازدید
محمد مسعود علیپور

سلام به کمکت احتیاج دارم دوست من خواهشاَ بیا و تو نظر سنجی وبلاگم شرکت کن ممنون می شم [گل][گل][گل][لبخند]