لحظه های بی تو

34سال پیش تهران مقابل هتل هیلتون  ، این عکس مرحوم پدرمه کسی که ایستاده پدرم وکسی که بر روی شونه هاشه دوست وهمکارش حاج تبری ما چیز زیادی از آن دوران  به یاد نداریم  من در  زمان  فوت پدر9 سال بیشتر نداشتم ولی این عکس رو خیلی دوست دارم . چون من رو یاد زیبا ترین لحظات دوران کودکیم میندازه  یکی از اون خاطرات به یاد ماندنی زمانی  بودکه در کنار هم سریال از سرزمین  های شمالی رومی دیدیم سریالی کره ای با محوریت دوکودک  که خیلی زیبا بود فکرمی کنم همه اون کسایی که این سریال رو دیدن هر موقع که  آهنگ این سریال رومی شنوند نا خوداگاه  به  یاد،زمستان وبرف بازی و خاطرات کودکی و... می افتند  آخ که چه روز هایی بودواقعاخیلی عجیبه  انسان وقتی کودکه می خواد هر چه زودتر بزرگ شه ووقتی بزرگ می شه حسرت دوران کودکی رو می خوره ....

 

دیدم قدری گرفته امانسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رودمن هم رفتم

/ 3 نظر / 8 بازدید
shadow

سوال یک؟ اگر یک کاغذ سفید بهت بدن روش چی مینویسی؟ سوال دو : اگه آشغال تو دستت باشه ميندازيش رو زمين؟ سوال سه : ويژگي هاي جذاب دخترها و پسرها چيست؟ ويژگي غير قابل تحمل آنها كدام است؟ سوال چهار : از چه چيز بيشتر متنفر هستي؟ سوال پنج : بهتر بودن را در چه چيز يا چيزهايي ميبينيد

راحله - شهر خورشید

خدا پدرتون رو رحمت کنه چند روزه انگار یه کسی داره توی ذهنم این شعر رو می خونه روزگار کودکی بر نگردد دریغا...

خانومی

سلام خدا رحمتشون کرده حتما می دونم ... پدرا و مادرائی اینچنین همیشه رحمت شده ان ...و این حسرت همیشه با ما هست حتی در بهترین حالت ...حسرت و اما و اگه ...